image
پنجشنبه ۲۸ ۰۴ ۱۳۹۷
image

اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ ، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ ، وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً ، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا

image image image
  • تبلیغات

  • فیلتر ماسک در حمله شیمیایی

    ما توی کانال عراقی‌ها بودیم و از اونجایی که گِرای سنگرهاش رو داشت، سه راهی مرگ می‌گفتند و اونجا معروف بود. من یادم نمیره، این جمله لاحول و لا قوه الا بالله که ۷ مرتبه می گَند بخونید برای خودتون، ما ۶ تاش رو خوندیم، هفتمی را اومدیم بخونیم، یه خمپاره اومد توی کانال، اونجا بچه های تهران توی سنگر بودند ۴ تا جوون مثل دسته گل پرپر شدند، شاید هَمَشون رو جمع می کردی یک گونی ۳۰، ۴۰ کیلویی بیشتر جا نمی‌گرفتند.

    خاطراتی طنز از دوران دفاع مقدس

    عراقی سرپران اولین عملیاتی بود كه شركت می‌كردم. بس كه گفته بودند ممكن است موقع حركت به سوی مواضع دشمن، در دل شب عراقی‌ها بپرند تو ستون و سرتان را با سیم مخصوص از جا بكنند، دچار وهم و ترس شده بودم. ساكت و بی صدا در یك ستون طولانی كه مثل مار در دشتی می‌خزید جلو می‌رفتیم. جایی نشستیم. یك موقع دیدم یك نفر كنار دستم نشسته و نفس نفس می‌زند.

    اندکی شوخ طبعی در جبهه

    جنگ تحمیلی درست است که همه اش نامردی علیه ما بود اما در آن میان کسانی هم بودند که با اندکی شوخی روحیه رزمنده ها را حفظ می کردند...حالا گاهی با گفتن شعر طنز گاهی هم با انجام کارهایی که نیروهای ِ بعثی را به بازی می گرفتند...در زیر، یکی از خاطرات به بازی گرفتن بعثی ها را می خوانیم:

    ايثار، نشانه مومن

    يكي از ويژگي هاي مهم مومنان راستين برخورداري از روحيه ايثارگري است.(2) اميرمومنان علي(ع) در روايتي ايثار را بهترين كرامت اخلاقي براي انسان ها دانسته است (خيرالمكارم الايثار) و در روايت ديگر از آن با عنوان بالاترين نيكي ها ياد نموده است (الايثار اشرف الاحسان). (3)

    مرگ سرخ در بستر جهاد في سبيل الله

    مرگ سرخ در بستر جهاد في سبيل الله، كه در فرهنگ اسلامي شهادت ناميد مي شود، تجلي شكوهمندي از عرصه ي عشق و جاودانگي در ساحت قرب الهي است. در نظام ارزشي اسلام، شهادت معياري است كه ارزش هاي ديگر و اعمال صالح انسان را با آن مي سنجند و در طبقه بندي ارزش ها جايگاه بس رفيعي را به خود اختصاص داده است.

    ملائکه دارند غلغلکش می دهند

    الله اکبر، سر نماز هم بعضي دست بردار نبودند. به محض اين که قامت مي بستي ، دستت از دنيا! کوتاه مي شد و نه راه پس داشتي نه راه پيش، پچ پچ کردن ها شروع مي شد. مثلاً مي خواستند طوري حرف بزنند که معصيت هم نکرده باشند و اگر بعد از نماز اعتراض کردي بگويند ما که با تو نبوديم!

    سبک شهدا 3

    هردوتایمان اهل سادگی بودیم و از تجملات بیزار، اول زندگی‌مان بود و این خصلت، خوش می‌درخشید، دو تا اتاق از خانه‌ پدریش مانده بود که فرش کردیم، جهیزیه‌ام را هم با مهدی بردیم و چیدیم، آن‌قدر کم بود که پشت یک پیکان استیشن جا بشود، فقط وسایل ضروری زندگی را داشتیم و به همین سادگی زندگی‌مان شروع شد.

    سبک شهدا 2

    همسرداری
    - بنای ازدواجم با مصطفی عشق او به ولایت بود، دوست داشتم دستم را بگیرد و از این ظلمات و روزمرگی بیرون بیاورد، همین مبانی بود که مهریه‌ام را با بقیه مهریه‌ها متفاوت کرده بود.مهریه‌ام قرآن کریم بود و تعهد از داماد که مرا در راه تکامل و اهل‌بیت(ع) و اسلام هدایت کند، اولین عقد در شهر صور(لبنان) بود که عروس چنین مهریه‌ای داشت، یعنی در واقع هیچ وجهی در مهریه‌اش نداشت.

    سبک شهدا 1

      چيزي كه با تموم شدن اون جهاد في سبيل الله ما رو محزون كرد این بود که: ما معتقد نيسيم جنگيديم، ما معتقديم جهاد كرديم. ما معتقديم تو اون مسير و تو اون سفر پشت در بهشت خوب خدا بوديم. چون ان الجهاد باب من ابواب الجنه فتح الله لخاصته ما پشت در بهشت خوب خدا رفتيم! ما توي يك فضاي به

.Powered By ParsPortal ITID